تبليغاتX

*
*
*
*
*
*
*
سلام مهربونم

www.Bigoo.ws www.Bigoo.ws www.Bigoo.ws www.Bigoo.ws

یه ذره هستی و یه دنیا تنهایی
به نام آنکه هستی را با عشق آفرید
 ...

 

پس از آخرين ديدار با دوستانت يادت باشد

 به دوستاني فكر كني كه ديگر فرصتي براي در آغوش كشيدن يكديگر ندارند .

|+| حك شده توسط رعنا در شنبه بیست و ششم مرداد 1387  |
 ...

پادشاه پیری بود که می خواست یکی از سه پسر خود را برای سلطنت آینده انتخاب کند.روزی ، سه شاهزاده را صدا کرد و به هر سه نفر مبلغ یکسانی پول داد و از آنها خواست که قبل از عصر همین روز، چیزی بخرند و با آنها یک اتاق را پر کنند.
شاهزاده اول بسیار فکر کرد و با تمام پول برگ نیشکر خرید. اما با این برگها فقط یک سوم اتاق را پر کرد. شاهزاده دوم با این پول پوشال ارزنتر خرید .اما با این پوشال ها فقط نیمی از اتاق را پر کرد.
نزدیک بود آسمان تاریک شود.شاهزاده کوچک با دست خالی برگشت، دیگران بسیار تعجب کردند و از او پرسیدند:"تو چه خریده ای؟" او گفت در راه یک یتیم را دیدم که شمع می فروشد. همه پول را به او دادم و فقط چند شمع را خریدم.. اما وقتی که شمع ها را روشن کرد، نور آنها همه اتاق را روشن کرد.

|+| حك شده توسط رعنا در شنبه نوزدهم مرداد 1387  |
 ...

 

 

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند٬

ستايش کردم گفتند خرافات است ٬

عاشق شدم گفتند دروغ است ٬

 گريستم گفتند بهانه است ٬

خنديدم گفتند ديوانه است ٬

 دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم !

|+| حك شده توسط رعنا در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387  |
 
زندگي خيلي سخت ميگذره

خداجون منو ببر پيش خودت خسته شدم منو بخاطر همه گناهام ببخش

كاش تو دنيا يكم عدالت بود خداجون خودت مي دوني و مي بيني

 

|+| حك شده توسط رعنا در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387  |
 

بغض داره خفم مي كنه نمي تونم قورتش بدم مثل اينكه يه چيزي  نمي زاره نفس بكشم دلم برا خودم تنگ شده دلم برا حرفام تنگ شده دلم برا دلتنگيام تنگ شده ، دلم مي خواد يه دل سير گريه كنم دلم مي خواد رو سر يكي داد بزنم دلم مي خواد الان مشهد بودم اونقدر دلم برا درددل كردن تنگ شده كاش اونجا بودم مي تونستم كنار ضريح بشينم گريه كنم دلم مي خواد

 

سانسور

 

نمي دونم اينو  پست مي كنم يا نه ولي بايد يه جوري خالي مي شدم ببخشيد ....
|+| حك شده توسط رعنا در یکشنبه نهم تیر 1387  |
 
 
بالا
//sa@//